تصویرسازی
من
کمی آنطرفتر از تو
جایی حوالی رویاهایمان
روی یک پل معلق جنگلی
زیر باران
خیسِ خیس
ایستادهام.
بیا.
پل
طاقت سنگینی اینهمه رویا را ندارد.
پ.ن : پاییز.
صرفا جهت اطلاع.
.
+ پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۳ l 12:10 l شاسوسای پسر
|
من
کمی آنطرفتر از تو
جایی حوالی رویاهایمان
روی یک پل معلق جنگلی
زیر باران
خیسِ خیس
ایستادهام.
بیا.
پل
طاقت سنگینی اینهمه رویا را ندارد.
پ.ن : پاییز.
صرفا جهت اطلاع.
.

"من" را از هر طرف بخوانی
----------------تو میشوم.
.
.
.
پ.ن : بیا بگیر ، اما مواظب باش به شاخ گاو نزنی.
.

آدمها تا یک جایی تحمل میکنند
هیچ تحملی ابدی نیست
از یک جایی به بعد همه چیز تمام میشود
میزنند زیر همان "همه چیز"
و
میروند.
طوری میروند که انگار هیچوقت نبودهاند.
.
.
.
پ.ن : اینجا زباد باد میآید و خواب.
.