اینبار....
می روی....
آهسته و سنگین
چونان همیشه های رفتن.
بی که نیم نگاهی حتی،حواله ام کنی!
صبر میکنم،
آنقدر که دور می شوی
.....دور دور.....
آیه الکرسی می خوانم و فوت می کنم،
اما دیگر رفته ای ......
بی که حسرت نبوسیدنم و نبوسیدنت با تو باشد....
با من اما، همیشه حسرتی است عظیم...
چرا زیر پوستم نمی دوزمت!؟؟؟؟؟؟


