تبليغاتX
شاسوسا
جایی که من هستم
 

 

جایی که من هستم پدرم روزها به فکر حل مشکلات مردم است پس نزول میدهد و شبها در صف اول نماز جماعت قنوتش را طول میدهد.

جایی که من هستم همسرم آرایش و عشوه را فقط برای دیگران روا میدارد و بس.با همکارش قه قه میخندد دل میدهد دل میگیرد و با مدیرش در یکی از شیک ترین رستوران های شهر ناهار میخورد.

جایی که من هستم مادرم تمام روزش را به چرخیدن در بازار و خیابانها میگذراند و شبها گزارش تلفنی تمام خریدهایش را به پری جون می دهد.

جایی که من هستم خواهرم یک خط ایرانسل گرفته که از ۱۲ شب تا ۶ صبح با دوست پسرش رایگان لاو بترکاند.

جایی که من هستم آن مشتری خانم درون بانک چه زیاد اصرار دارد که شماره اش را بگیرم.

جایی که من هستم پویا همکلاسی دیروز و مهندس امروز می گوید :بزرگترین لذت دنیا منشی یک شرکت است.

جایی که من هستم برادرم حالاها دیگر زید خودش را جلوی چشم مادر به خانه می آورد.

جایی که من هستم رد نگاه فلان همکار متاهلم را که دنبال کنی روی باسن خانم های همکارش جا می ماند.او بارها از این فتح عظمایش پیش این و آن سخن میراند.

جایی که من هستم حاجی هدایتی مرد معتمد و خوش نام محلمان با آن جای مهر روی پیشانی را خودم به رای العین در فلان میدان شهر دیدم که برای خانمی بوق میزند.خانمی که دست بچه ای در دستش بود اما این حاجی ِ محل ما ول کن معامله نبود.

جایی که من هستم همکلاسی ام را که به خانه می آورم خواهرم را از سر تا پا می کاود.حالاها میفهم او به خاطر من نیست که به خانه مان می آید.

جایی که من هستم آن خانم متشخص پر ادعا با یک چت کوتاه چه زود برایم وبکم روشن میکند.شک ندارم که برای شوهرش اینقدر زود آماده نمیشود.

جایی که من هستم دوستم میگوید :شرط ببندیم ؟میگویم شرط چی؟میگوید:اینکه تا آخر این بلوار که می رویم تو یک بستنی پیدا کن و من یک خانم.میگوید شرط می بندی که کداممان زودتر پیدا میکنیم؟................و من راستش می ترسم شرط ببندم.

جایی که من هستم دخترخاله ام در هر مهمانی کلی کلک سوار میکند تا شوهرش را دودره کند و دور از چشم شوهرش با یکی دیگر برقصد ،لاس بزند و عشق جابجا کند.بیچاره خبر ندارد که شوهرش هم .... .این روزها دودره کردن همسر چه خوب مد شده است.

جایی که من هستم عمه زهره اینا،خانوادگی فیلم آنچنانی میبینند.

جایی که من هستم دختر همسایه به مادرش میگوید با دوستانش قصد مسافرت مشهد دارد اما با سه پسر سر از ویلای کلاردشت در می آورد.

جایی که من هستم خواهر خانم متمدن ما استخر مختلط که می رود احساس خوشایندی نصیبش میشود.

جایی که من هستم لیلا خانم از شوهرش سر هیچ و پوچ طلاق میگیرد تا حالا مجبور شود برای مخارج سه فرزندش راه به راه صیغه شود.

جایی که من هستم شوهر خاله ام رشوه میگیرد تا هم هزینه سفر خاله را به تایلند جور کند و هم مخارج سفر حج مادرش را.

جایی که من هستم خانم واحد طبقه پایینی ۲ روز در هفته که شوهرش برای فوق لیسانس به شهرستان میرود جوانکی را به خانه می آورد.

جایی که من هستم نیوشا دختر ِ خاله سیما که هنوز ۱۳ سالش تمام نشده یواشکی مامانش با پسر مزلف دبیرستان نزدیک خانه شان تلفنی قرار میگذارد.راستی نیوشا حالا موبایل هم دارد.

جایی که من هستم پسرک زیر ابرو بر میدارد،گوشواره می اندازد ، دختر کراک میکشد ، حاج آقا دو تا دوتا زن صیغه میکند ،مادر دنبال دوست پسر جوان میگردد و .....

 

جایی که من هستم استفراغ چه دم دست است ........

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت21:55توسط شاسوسای پسر |
.....یکی بود اما
 

 

یکی بود

یکی نبود

.....

.......

نه  نه !

اونی که نبود یکی نبود ، اون همه بود ...

....

 

 

+نوشته شده در شنبه 1386/07/14ساعت17:11توسط شاسوسای پسر |