........
در گیرودار قشنگی دستانم
گره خورده بودم،
ناگهان
لا به لای غربت کبود این روزهایم
نگاه عظیم کودکی،
ترسم را
به یادم آورد.......
........
در گیرودار قشنگی دستانم گره خورده بودم، ناگهان لا به لای غربت کبود این روزهایم نگاه عظیم کودکی، ترسم را به یادم آورد.......
|