وقتی نیستی.....
وقتی نیستی، سر انگشتان غربت تنم را می نوازد....
وقتی نیستی، پنجره ها باز نمیشوند....
گریه نمی کنم!
فقط
تنها یی ام را به کوچه های یخ زده می سپارم
.........و .......راه می روم...........
وقتی نیستی.....
وقتی نیستی، سر انگشتان غربت تنم را می نوازد.... وقتی نیستی، پنجره ها باز نمیشوند.... گریه نمی کنم! فقط تنها یی ام را به کوچه های یخ زده می سپارم .........و .......راه می روم...........
|